به گزارش نویدصنعت نیوز، عاطفه علیان؛ اصفهان که روزگاری با زایندهرود و باغهایش در مرکز ایران میدرخشید، اکنون بر بستری مینشیند که هر سال آرام و بیصدا فرو میرود. عیسی کلانتری، رئیس پیشین سازمان محیطزیست، هشدار داده است که اگر روند کنونی ادامه یابد، در سی سال آینده سطح شهر شش متر پایینتر خواهد رفت. رقمی که در نگاه نخست شاید شگفتآور به نظر برسد، اما دادههای موجود نشان میدهد که چنین آیندهای دور از واقعیت نیست. این گزارش روایتی است از چگونگی شکلگیری این بحران، دادههایی که آن را تأیید میکند، پیامدهایی که در انتظار شهر است و راههایی که هنوز برای نجات باقی مانده است.
وقتی کلانتری از عدد بیست سانتیمتر نشست سالانه سخن گفت، برای بسیاری باورپذیر نبود. اما بررسیهای سازمان زمینشناسی و دادههای تداخلسنجی ماهوارهای نشان میدهد که در دشت اصفهان نرخ فرونشست دقیقاً در همین محدوده قرار دارد. مقایسه جهانی تصویر روشنتری به دست میدهد؛ مکزیکوسیتی که یکی از بحرانیترین نمونههاست، سالانه سی سانتیمتر نشست دارد. اصفهان با بیست سانتیمتر عملاً در همان رده قرار میگیرد. وقتی روندی چنین تثبیت شده ادامه یابد، محاسبه شش متر در سه دهه آینده بیشتر شبیه یک نتیجهگیری منطقی است تا اغراق رسانهای.
اینکه زمین چگونه تا این اندازه تهی شد، پاسخ روشنی دارد. در یک پهنه حدود ۲۷۰۰ کیلومتر مربع، به گفته کلانتری، چیزی نزدیک به ۲۳ میلیارد متر مکعب هوا جای آب را گرفته است. سفرههایی که باید ذخیرهای برای نسلها باشند، به دلیل برداشت بیش از یک میلیارد متر مکعب در سال تقریباً خالی شدهاند. تفاوت میان میزان برداشت و تغذیه طبیعی آنقدر زیاد است که هیچ امیدی به جبران خودبهخودی وجود ندارد. تصویر ساده است: اسفنجی را تصور کنید که تمام آب آن بیرون کشیده شده و درونش فقط هوا باقی مانده است. چنین بستری دیر یا زود زیر بار سازهها و وزن شهر فرومیریزد.
اما بحران فقط حاصل طبیعت خشک فلات مرکزی نیست. اصفهان ذاتاً کویری نبود. زایندهرود قرنها این شهر را زنده نگه داشت و با نظام سنتی مدیریت آب، هم کشاورزی را رونق داد و هم باغها و فضاهای شهری را سرسبز نگاه داشت. آنچه این معادله را برهم زد، سیاستهای توسعه و سوءمدیریت منابع بود. وزارت نیرو که طبق قانون توزیع عادلانه آب موظف به حفاظت از آبخوانها بود، در عمل بیشتر به توزیعکننده آب بدل شد. هزاران چاه مجاز و غیرمجاز بدون حساب و کتاب به جان سفرهها افتادند و فشارهای سیاسی برای افزایش سهم حوزههای انتخابیه، عقلانیت بلندمدت را کنار زد. در نتیجه، کشت محصولات پرآببر گسترش یافت و زایندهرود که باید شریان زندگی میبود، خشکید.
پیامد چنین روندی، اگر متوقف نشود، فراتر از یک تغییر زمینشناسی است. نخستین قربانی میراث تاریخی خواهد بود. میدان نقشجهان، سیوسهپل و پل خواجو بر بستری ساخته شدهاند که تاب تغییرات ناگهانی را ندارد. ترکهایی که امروز شاید با چشم غیرمسلح هم دیده شوند، در آینده میتوانند به شکافهای ویرانگر بدل شوند. در کنار میراث، زیرساختهای حیاتی نیز در معرض خطرند. خطوط مترو، شبکه برق و گاز، پالایشگاهها و حتی فرودگاه اصفهان، همه روی زمینی بنا شدهاند که به آرامی نشست میکند. اگر سطح شهر واقعاً شش متر کاهش یابد، هزینه بازسازی این زیرساختها میتواند اقتصاد ملی را برای دههها تحت فشار قرار دهد.
اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود. فرونشست، برخلاف سیل یا زلزله، ناگهانی و موقتی نیست؛ پدیدهای است که پیوسته ادامه مییابد و زندگی روزمره را فرسایش میدهد. افت قیمت زمین و خانهها، از دست رفتن امنیت سکونت و آغاز مهاجرت اجباری میتواند سیمای اجتماعی اصفهان را تغییر دهد. تجربه شهرهایی مانند جاکارتا پیش چشم ماست؛ جایی که دولت اندونزی ناچار شد تصمیم بگیرد پایتخت را به جزیرهای دیگر منتقل کند، زیرا نشست زمین امکان زیست را تهدید میکرد. اگر روند کنونی در اصفهان ادامه یابد، دور از ذهن نیست که ایران هم با پرسشهای مشابه روبهرو شود.
مقایسه با نمونههای جهانی عمق بحران را بیشتر نشان میدهد. مکزیکوسیتی میلیاردها دلار هزینه کرده تا سرعت نشست را کاهش دهد. جاکارتا با وجود سرمایهگذاریهای عظیم به این نتیجه رسید که باید پایتخت را جابهجا کند. در ایران اما با وجود آنکه دشتهای اصفهان، ورامین و کرمان رکورددار نرخ نشست در جهاناند، اقدام ملی منسجمی دیده نمیشود.
این شکاف میان شدت بحران و میزان واکنش، خود یکی از جدیترین نشانههای خطر است.
با وجود همه اینها هنوز امکان بازگشت وجود دارد. راهکارهای فوری شامل انسداد چاههای غیرمجاز، کنترل برداشت از چاههای مجاز، و بازچرخانی پسابهای شهری است. در میانمدت، نیاز به اصلاح حکمرانی آب و بازنگری قانون وجود دارد؛ باید نهادی مستقل از فشارهای سیاسی برای مدیریت منابع تشکیل شود و سیاستهای اقتصادی بهگونهای طراحی شوند که مصرفکنندگان پرآببر هزینه واقعی را بپردازند. در بلندمدت هم الگوی توسعه باید تغییر کند. کشاورزی پرآببر در اقلیمی که متوسط بارش آن کمتر از صد میلیمتر است، معنایی جز تخریب ندارد. تغییر الگوی کشت، استفاده از فناوریهای نوین آبیاری و طراحی نقشه راه سیساله برای پایداری، اقداماتی است که بدون آنها هیچ آیندهای برای این شهر قابل تصور نیست.
عدد شش متر تنها یک محاسبه ساده نیست؛ نماد هزینههای تصمیماتی است که سالها بدون توجه به ظرفیت طبیعی سرزمین گرفته شد. اصفهان نه فقط یک شهر، که بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایران است. اگر امروز دست به کار نشویم، فردا تنها با خاطرهای از آنچه «نصف جهان» مینامیدیم باقی خواهیم ماند.
دسته بندی:
دیدگاه مشتریان
-
hkow19
-
c26iln
-
ww3yb6
منتخب سردبیر
نسل Z در جهانی پیچیده و دیجیتالیزه شده بزرگ میشود. والدین با ترکیب همدلی،…
زمان مطالعه 3 دقیقه
به گزارش نویدصنعت نیوز، آمار تازه منتشرشده از سوی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران از…
زمان مطالعه 3 دقیقه
به گزارش نوید صنعت نیوز، ناترازی انرژی دیگر یک مسئله فنی یا مقطعی نیست؛…
زمان مطالعه 2 دقیقه
دکتر مینا رضایی مدیر گردشگری سلامت گروه اقتصادی بریکس پلاس در ایران: مسیر…
زمان مطالعه 4 دقیقه
گردهمایی معاونت امور معادن و صنایع معدنی با مدیران کل و معاونین معدنی صنعت،…
زمان مطالعه 2 دقیقه
یادداشت عاطفه علیان_ نویدصنعت نیوز اصفهان این روزها شبیه شهری است که…
زمان مطالعه 3 دقیقه
اصفهان سالهاست که زیر فشار ترکیبی کمنظیر از خشکسالی، بارگذاری تاریخی، فرونشست، کاهش شدید…
زمان مطالعه 3 دقیقه
رئیس خانه صنعت و معدن ایران در همایش ملی معدن و صنعت در استان…
زمان مطالعه 2 دقیقه
در آیین گرامیداشت روز صادرکنندگان شایسته تقدیر استان اصفهان، صادق کرمی مدیرکل صنعت، معدن…
زمان مطالعه 2 دقیقه









0