عاطفه علیان – در ادبیات کلاسیک اقتصاد سیاسی، منابع طبیعی همواره یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده قدرت در نظام بینالملل تلقی شدهاند. بر همین اساس، هرگاه کشوری بر یک ماده معدنی راهبردی تسلط پیدا میکرد، بسیاری آن را نشانه شکلگیری یک انحصار پایدار و حتی دائمی میدانستند. بازار عناصر نادر خاکی نیز طی دو دهه گذشته دقیقاً با همین روایت شناخته شده است؛ روایتی که در آن چین به دلیل سهم مسلط خود در استخراج، فرآوری و پالایش این عناصر، بازیگری غیرقابل جایگزین معرفی میشود.
اما تحولات اخیر در اعماق اقیانوس آرام، در حال بازنویسی این روایت هستند.
موفقیت ژاپن در استخراج حدود ۵۰ تن گلولای غنی از عناصر نادر خاکی از عمق نزدیک به ۶ هزار متری بستر اقیانوس در نزدیکی جزیره «مینامیتوریشیما» و برنامه مشترک این کشور با ایالات متحده برای انجام آزمایشهای صنعتی گسترده در سالهای ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸، صرفاً یک دستاورد مهندسی نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر یک پارادایم در اقتصاد منابع معدنی جهان است. پیامی که از این پروژه مخابره میشود روشن است: آنچه «انحصار معدنی» نامیده میشود، بیش از آنکه ریشه در جغرافیا داشته باشد، محصول برتری فناورانه است.
کمیابی واقعی؛ کمبود ذخیره یا کمبود فناوری؟
یکی از بزرگترین سوءبرداشتها در تحلیل بازار عناصر نادر خاکی، خلط میان «کمیابی زمینشناختی» و «دسترسی فناورانه» است. برخلاف تصور رایج، بسیاری از عناصر نادر خاکی در پوسته زمین و حتی بستر اقیانوسها به وفور یافت میشوند. آنچه آنها را به مواد راهبردی تبدیل میکند، دشواری استخراج، فرآوری و جداسازی اقتصادی آنهاست.
در واقع، منابع معدنی تنها زمانی به ذخایر اقتصادی تبدیل میشوند که فناوری و شرایط اقتصادی امکان بهرهبرداری از آنها را فراهم کند. به همین دلیل است که در استانداردهای بینالمللی گزارشدهی ذخایر معدنی، مانند JORC و CRIRSCO، صرف وجود ماده معدنی به معنای وجود ذخیره اقتصادی نیست.
گلولای غنی از عناصر نادر خاکی در اعماق اقیانوسها سالهاست برای زمینشناسان شناخته شده است. آنچه تاکنون مانع بهرهبرداری از آن میشد، نه نبود منابع، بلکه محدودیت فناوری بود. اکنون با پیشرفت مهندسی معدن دریایی، این مرز در حال جابهجا شدن است.
معدنکاری در جایی که طبیعت اجازه نمیدهد
استخراج از عمق ۶ کیلومتری اقیانوس را میتوان یکی از پیچیدهترین عملیاتهای مهندسی قرن بیستویکم دانست. در چنین عمقی فشار آب به حدود ۶۰۰ برابر فشار جو میرسد؛ فشاری که میتواند بسیاری از تجهیزات صنعتی متعارف را در هم بشکند.
علاوه بر این، انتقال دوغاب معدنی از بستر اقیانوس به سطح، نیازمند طراحی سامانههای پیشرفته رایزر، پمپهای قدرتمند، تجهیزات مقاوم در برابر خوردگی و سامانههای کنترل موقعیت شناورها در شرایط متلاطم اقیانوسی است. آنچه ژاپن در سال ۲۰۲۶ به نمایش گذاشت، اثبات این واقعیت بود که مهندسی معدن اعماق دریا از مرحله مطالعات نظری عبور کرده و وارد فاز عملیاتی شده است.
این اتفاق یادآور تحولات بزرگ دیگری در تاریخ صنایع استخراجی است. روزگاری استخراج نفت از آبهای عمیق غیرممکن به نظر میرسید؛ اما فناوری حفاری فراساحلی این محدودیت را از میان برد. نفت و گاز شیل نیز تا دو دهه پیش ذخایری غیرقابل بهرهبرداری محسوب میشدند، اما توسعه فناوری شکست هیدرولیکی، نقشه انرژی جهان را تغییر داد. امروز عناصر نادر خاکی اقیانوسی در آغاز مسیری مشابه قرار گرفتهاند.
نبرد واقعی در کارخانههای فرآوری است
با این حال، استخراج تنها آغاز ماجراست. ارزش واقعی عناصر نادر خاکی در مرحله فرآوری و جداسازی آنها شکل میگیرد؛ جایی که چین طی سالهای گذشته سرمایهگذاری گستردهای انجام داده و برتری خود را تثبیت کرده است.
گلولای اقیانوسی ترکیبی پیچیده از رسوبات، اکسیدهای فلزی و کانیهای حامل عناصر نادر خاکی است. جداسازی اقتصادی عناصری مانند نئودیمیوم، دیسپروزیم و ایتریوم از این ماتریس پیچیده، نیازمند فناوریهای پیشرفته هیدرومتالورژی و فرآوری شیمیایی است.
اما همانگونه که فناوری استخراج اعماق دریا در حال بلوغ است، فناوریهای فرآوری نیز با سرعت در حال توسعهاند. به همین دلیل، سرمایهگذاری مشترک آمریکا و ژاپن تنها بر استخراج متمرکز نیست؛ بلکه کل زنجیره ارزش، از معدن تا پالایشگاه، را هدف قرار داده است. این موضوع نشان میدهد که حتی مزیتهای فرآوری نیز در صورت ظهور فناوریهای جدید، میتوانند به چالش کشیده شوند.
انحصار معدنی؛ واقعیت یا رانت فناورانه؟
شاید مهمترین نتیجه این تحولات آن باشد که مفهوم «انحصار منابع» نیازمند بازتعریف است. بسیاری از آنچه امروز به عنوان انحصار معدنی شناخته میشود، در حقیقت نوعی «رانت فناورانه» است؛ رانتی که از برتری در دانش فنی، زیرساخت صنعتی، سرمایهگذاری و زنجیره تأمین ناشی میشود، نه صرفاً از مالکیت یک ذخیره معدنی.
چین همچنان بازیگر مسلط بازار عناصر نادر خاکی باقی خواهد ماند و هیچ نشانهای از پایان فوری این برتری وجود ندارد. هزینههای بالای استخراج دریایی، چالشهای زیستمحیطی، پیچیدگی فرآوری و نیاز به سرمایهگذاریهای عظیم صنعتی، موانعی جدی در برابر رقبا هستند. اما آنچه اهمیت دارد، تغییر جهت حرکت بازار است.
پروژه معدن ۶ کیلومتری ژاپن نشان میدهد که جهان در برابر وابستگیهای راهبردی، به دنبال مسیرهای جایگزین میرود و فناوری مهمترین ابزار این گذار است.
درس بزرگ برای کشورهای معدنی
شاید مهمترین درس این تحول برای کشورهای دارای ذخایر معدنی آن باشد که مزیت پایدار از دل مالکیت منابع طبیعی بیرون نمیآید؛ بلکه از تسلط بر فناوری استخراج، فرآوری، دانش فنی و زنجیره ارزش حاصل میشود.
در قرن بیستویکم، قدرت معدنی دیگر صرفاً به معنای نشستن بر روی ذخایر نیست. قدرت واقعی در توانایی تبدیل منابع بالقوه به ذخایر اقتصادی، و ذخایر اقتصادی به محصولات راهبردی نهفته است. معدن ۶ کیلومتری ژاپن دقیقاً همین پیام را به جهان مخابره میکند: عصر جبر جغرافیا رو به پایان است و آینده را نه زمینشناسی، بلکه فناوری رقم خواهد زد.
دسته بندی:
برچسب ها:
دیدگاه مشتریان
دیدگاهشما لغو پاسخ
منتخب سردبیر
نسل Z در جهانی پیچیده و دیجیتالیزه شده بزرگ میشود. والدین با ترکیب همدلی،…
زمان مطالعه 3 دقیقه
عاطفه علیان – در ادبیات کلاسیک اقتصاد سیاسی، منابع طبیعی همواره یکی از مهمترین…
زمان مطالعه 4 دقیقه
زنگ خطر برای زنجیره فولاد و مس به صدا درآمد؛ فرسودگی ماشینآلات و بحران…
زمان مطالعه 5 دقیقه
به گزارش نویدصنعت نیوز؛ فولاد استخوانبندی تمدن مدرن است، اما این پیکره عظیم و…
زمان مطالعه 3 دقیقه
به گزارش نویدصنعت نیوز؛ خبر صدور ۱۷ فقره گواهی کشف معدنی با سرمایهگذاری ۲۶۷…
زمان مطالعه 3 دقیقه
عاطفه علیان، به گزارش نویدصنعت نیوز؛ اقتصاد ایران دهههاست که در اسارت روانشناختی و…
زمان مطالعه 5 دقیقه
به گزارش نویدصنعت نیوز،اختلاف میان میزان آب اعلامشده در زمان رهاسازی از چمآسمان و…
زمان مطالعه 2 دقیقه
عاطفه علیان، به گزارش نویدصنعت نیوز؛ «معدن اولویت اول کشور شود» و در امتداد…
زمان مطالعه 4 دقیقه
رئیس صنف کشاورزان اصفهان از تداوم جریان آب در زایندهرود تا ۱۵ شهریورماه خبر…
زمان مطالعه یک دقیقه








0